دلم را سپردم به بنگاه دنیا
وهی اگهی دادم به اینجا و انجا
و هر روز برای دلم مشتری امد و رفت
و هی این و ان سرسری امد و رفت
ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بودکسی قفل قلب مرا وا نکرد
یکی گفت:چرااین اتاق پر از دود و آه است!
یکی گفت:چه دیوارهایش سیاه است!
یکی گفت:چرا نور اینجا کم است؟!
و ان دیگری گفت:و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم:خدایا تو قلب مرا می خری؟
و فردای آن روز خدا امد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه پشت خود بست!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۵/۰۶/۱۴ ساعت 14:15 توسط asma
|
یادت باشد
کسی که تورا دوست دارد....
باتو می ماند....
برایش مهم نیست چاق باشی یا لاغر....
زیبا باشی یا زشت....
سنت کم باشد یا زیاد....
اهل روستا باشی یا پایتخت....
قلبت برایش مهم است ....
برای داشتنت می جنگد....
هرجور که شده برای نگه داشتنت....
برای خواستنت ....
برای باتو بودن و کنار تو ماندن همه کار میکند....
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۵/۰۶/۰۶ ساعت 11:25 توسط asma
|
ازاین رویاهای طولابی
ازاین کابوس بیزاریم
ازاین حسی که میدونی و میدونم به هم داریم
ازاین که هردو میدونیم
نباید فکر هم باشیم
ازاینکه تا کجا میریم
اگه یک لحظه تنها شیم
نه میتونم ازاین احساس رها شم تا تو تنها شی
نه اون اندازه دل دارم ببینم با کسی باشی
نمی تونم
دارم میسوزم از وهمت
تبی که هردو میگیریم
ازاینکه هردومون باهم لب یک تیغ راه میریم
لب یک تیغ راه میریم
برای زندگی با تو
ببین من تا کجا میرم
واسه یک روز این رویا
دارم هرروز میمیرم... میمیرم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۶/۰۳ ساعت 14:3 توسط asma
|
